محمد حميد الله ( مترجم : سيد محمد حسينى )
453
مجموعة الوثائق السياسية للعهد النبوي و الخلافة الراشدة ( نامه ها و پيمانهاى سياسى حضرت محمد ( ص ) و اسناد صدر اسلام ) ( فارسي )
اما بعد : سپاس خداى را كه يكپارچگى شما را پراكنده ساخت ؛ نيرومندى و شكستناپذيريتان را از ميان برد ؛ نيرنگتان را نابود ساخت و شكوهمندى شما را در هم شكست و برندگى شما را كند و هماوازى شما را به پريشانى كشاند . بدانيد : كسى كه چون ما نماز گزارد و به قبلهء ما روى آورد ، از گوشت جانور سر بريدهء ما بخورد ، شهادت ما را بر زبان آورد و پيامبر ما را - كه درود بر او باد - باور دارد ، به راستى كه او از ماست و ما نيز از او هستيم . وى مسلمانى است كه در سود و زيان ، با ما برابر است . اين نامه را به سوى شما فرستادم تا اگر آنچه را كه ياد شد نپذيرفتيد ، همچون ( عامل ) هشدار و بيمدهندهاى براى شما باشد . از اين رو ، گروگانها را نزد من روانه كنيد و به پيمان پناهندگى من و پرداخت سرگزيت ، تن در دهيد . و گرنه با كسانى به سوى شما خواهم آمد كه آنسان به مرگ دل بستهاند كه شما به زندگانى . بىگمان ، آن كس كه هشدار داد ، حجّت را تمام كرد ( 3 ) . و السّلام . ( 1 ) روايت سوم ، از ابن أبى شيبه است . به نام خداوند بخشايندهء بخشايشگر از خالد بن وليد به رستم و مهران و بزرگان پارس ، تندرستى و به دور ماندن از گزند ، از آن كسى است كه راه راست در پيش گيرد . من به شما يادآورى مىكنم كه آن خداوندى در خور ستايش است كه جز او خدايى نيست . اما بعد ، من به شما پيشنهاد مىكنم كه اسلام بياوريد . چنانچه آن را بپذيريد ، در سود و زيان ، با پيروان اسلام برابر خواهيد بود . اگر آن را نپذيريد ، به شما پيشنهاد مىكنم كه سرگزيت بپردازيد . چنانچه بر آن گردن نهيد ، در سود و زيان با گزيتپردازان ، يكسان خواهيد بود . در صورتى كه آن را نيز نپذيريد ، بدانيد كه همراه من مردانى هستند كه آنچنان به پيكار دلبستهاند كه پارسيان به ميگسارى . 1 . متن « فضّ خدمتكم » : فرّق اللّه جماعتكم . الخدمة : ابو عبيد مىگويد اين جمله ، مثل است و اصل معناى خدمة : حلقهء گرد سختى مىباشد و از اينجا است كه به خلخالهاى زنان « خدام » گفتهاند . خالد ، نظام استوار و يكپارچهء پادشاهى پارسيان را به اين حلقهء سخت و يا به همان چرم تابيدهء دايرهوار مچ پاى شتر تشبيه كرده است . اگر آن حلقهء چرمين را از هم بدرند ، ديگر بندها نيز از ميان مىروند و نعل يا پاىپوش ، از پاى شتر جدا مىگردد ( الفائق 3 / 125 ؛ لسان 12 / 168 ) . - م . 2 . چون از نظر معنى ، تفاوتى ميان متن ياد شده با متنهاى سعيد بن منصور و ابن حجر ديده نشد ، از اين رو از تكرار ترجمه ، پرهيز گشت . - م . 3 . براى آگاهى بيشتر دربارهء اين مثل ، بنگريد : پانوشت 1 ( پ 283 / ه ) . - م .